غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

105

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

كمال و ارباب فضل افضال لحظهء فارغ نه نشست و چون هلاكو خان وفات يافت و پرتو انوار استقلال بر صفحات احوال اباقا خان تافت درباره آن وزير صافى ضمير عنايت و التفات بيشتر فرمود و او در تمامت مملكت ايلخان نواب كافى و عمال امين تعيين نمود و آن طايفه را بانفتاح ابواب صلات و صدقات و ارباب استحقاق و اصحاب حاجات مامور گردانيد لاجرم از رشحات صحاب انعام آن خواجه عالى مقام غنچهء آمال اهالى زهد و تقوى و متصديان درس و فتوا در چمن اقبال شگفته گرديد امتياز افاضل از اراذل و دانا از جاهل در زمان وزارتش پيدا و ظاهر گشت و بيمن اعتنا و حسن اهتمامش سپهر بىمهر از سر ايضاء فضلاء و قصد جفاى علماء به تمامى درگذشت بيت نهال باغ دولت در برآمد * جفاء خار محنت بر سر آمد و برادر عالى گهر خواجه شمس الدين محمد خواجه عطا ملك چون بدار السلام بغداد رسيد بساط عدل و احسان مبسوط ساخته باندك زمانى آن بلده را كه در غايت ويرانى بود بنهايت معمورى رسانيد در زمين نجف نهرى حفر كرده زياده از صد هزار دينار سرخ در آن جوى صرف نمود و آب فرات را در حوالى مشهد مقدسه اسد اللّه الغالب امير المؤمنين على بن ابى طالب جارى فرمود پسران خواجه شمس الدين محمد خواجه بهاء الدين محمد و خواجه شرف الدين هارون در مبادى احوال و عنفوان اوان شباب در تحصيل كمالات نفسانى و تكميل فضايل انسانى سعى و كوشش مىكردند اما خواجه شرف الدين هارون بر برادر سبقت گرفته در صنوف علوم باهر و در فنون دانش متبحر شد و علم موسيقى از استاد صفى الدين عبد المومن تعليم گرفته آن جناب رسالهء شرفيه بنام نامى او تاليف كرد و خواجه بهاء الدين محمد در زمان اباقا خان در خطهء اصفهان رايت حكومت برافراخت و از غايت سياست و نهايت سطوت اطراف آن مملكت را محفوظ و مضبوط ساخت مآل حال خواجه شمس الدين محمد و برادر و پسرش عنقريب صفت تحرير خواهد يافت و پرتو اهتمام بر ذكر ارتفاع اساس دولت و انخفاض لواء حشمت ايشان خواهد تافت انشاء اللّه تعالى . ذكر بعضى از افاضل زمان هلاكو خان از جمله مواهب سنيه و عطاياء جليله كه هلاكو خان را ميسر شد يكى آنكه افضل المتقدمين و اعلم المتأخرين افتخار الحكماء العظام و استظهار العلماء الكرام خواجه نصير الدنيا و الدين الطوسى در آن عصر بود و با وى مصاحبت مىنمود كنيت آن جناب ابو جعفر است و نامش محمد ابن حسن و خواجه نصير در اصل از ساوه است اما چون در طوس متولد شده نشو و نما يافت بطوسى مشهور گشت و آن جناب در تمامى اقسام حكمت بر حكماء و اعصار و علماء ادوار رتبه تقدم داشت و در ساير علوم معقول و منقول بقلم جودت طبع وحدت ذهن نقش كمال مهارت بر لوح خاطر نگاشت و كيفيت افتادن خواجه بقلعه ميمون‌دز و رسيدن بدرگاه ايلخان چنان بود كه در زمان مستعصم خليفه جناب خواجه روزى چند در ولايت